بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
174
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
موالات و مفتح « 1 » ابواب مصافات است « 2 » بر زبان ايشان پيغامها داده آمد « 3 » ، منتظر و متوقع است كه اين معانى را « 4 » بسمع اعتماد و خلوص اعتقاد « 5 » اصغا و ارعا « 6 » واجب دارد ، و آنچه قضيت صفاء طويت « 7 » باشد تقديم فرمايد . احوال و اخبار « 8 » اين طرف و كيفيت عزيمت « 9 » و انديشهء اين دوست - اگرچه صلاح الدين كه به حكم تمازج جانبين از خواص اين دوست « 10 » و بطانهء اين خانه شده است معاينه ديده است و مشافهه شنيده - شمهء در قلم آورده مىشود « 11 » . البقرا اوزان رزقه الله عز الأسلام و نجح المرام با جملگى سپاه قفچاق كه علم هيچ محصى « 12 » بكثرت آن محيط نشود و انديشهء هيچ مستقصى حدود آن را شامل نگردد بحدود خطهء جند « 13 » حرسها الله آمده بود ، و براى تجديد عهد نيكو « 14 » خدمتى ( فيران را كه بر اقران در شهامت متفق است « 15 » ) و بوسيلت قرابت به اين « 16 » دوست متعلق و پسر بزرگتر « 17 » البقرا اوزان « 18 » كه ركن اوثق حشم ففچاق باشد به خدمت اين جناب « 19 » فرستاده ، و خويشتن در مقام انتظار اوامر و نواهى عرضه داشته ، و گفته كه اگر مصلحت نمايد و فرمان باشد « 20 » چنان كه پارسال بر سمت ولاياتى - كه سمت تصرف ملاعين ؟ ؟ ؟ ا « 21 » حفت بالبوار بقاياهم و خصت بالفرار سراياهم داشت - توجه افتاد و آن ممالك طويل و عريض مضبوط و مسلم گشت و تا در طراز بطراز استخلاص معلم شد امسال نيز بدان خدمت قيام نموده آيد . و آن مهمات كه بكفايت « 22 » آن از واجبات است تمام كرده شود ، و در امضأ اين « 23 » عزيمت التماس مددى ساخته « 24 » و مقدمى مطاع « 25 » رابط
--> ( 1 ) و مفتتح . ( 2 ) مصافات . ( 3 ) شد . ( 4 ) معانى . ( 5 ) سا . ( 6 ) و ازغا . ( 7 ) و طويت وفاء . ( 8 ) اين اخبار . ( 9 ) و عزيمت . ( 10 ) دولت . ( 11 ) مىآيد . ( 12 ) شخصى . ( 13 ) چند . ( 14 ) سا . ( 15 ) ويران را كه در شهامت بر اقران متفرق است ( ظ ، متفوق است ) . ( 16 ) با اين . ( 17 ) بزرك . ( 18 ) سا . ( 19 ) جانب . ( 20 ) ضا ، كه . ( 21 ) خطا . ( 22 ) كفايت . ( 23 ) آن . ( 24 ) ضا ، و عدد و عدد پرداخته . ( 25 ) مطاوع .